هر آدمي تو زندگيش يه نفري داره كه نداره...! اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم هر وقت به حال خودم گريه مي كنم سبك ميشوم... عجب وزني دارد اين چند قطره اشك! عشق تنها مرضي است كه بيمار از آن لذت مي برد... معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع علم بهتر است یا ثروت بخواند.. پسرک با صدای لرزان گفت:ننوشته ام.. معلم او را با خط کش چوبی تنبیه کرد.. پسرک در حالی که دست های قرمز و باد کرده اش را بهم می مالید .. زیر لب می گفت:آری ثروت بهتر است.. چون اگر داشتم می خریدم و انشایم را می نوشتم.. چه سخت است منتظر قاصدک ماندن.... در جاده ای که هیچ بادی در ان نمی وزد....!!! گاهي آنقدر غرق آرزو ميشي كه فراموش مي كني احتمال داره، خودتم آرزوي كسي باشي... وجودم پاره ای از شب دلم تنهاترین پائیز بساطم بقچه اندوه دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است صدایم خیس و بارانیست نمیدانم چرا پائیز در قلب من طولانیست... ،یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نگاه میکردن انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی!! مطمئنم که اینا انگلیسیند! فرانسویه میگه: اینا هم خوش اندام، هم زیبايند و هم رفتار عاشقانه ای دارند !! حتماً فرانسویند! ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکر هم میکنن توی بهشتن!!! صد در صد ایرانیند! تو اگر مي دانستي كه چه زخمي دارد، خنجر از دست رفيقان خوردن هرگز از من نمي پرسيدي، كه چرا تنهايي؟! فرمانروایی که می کوشید تا مرزهای جنوبی کشورش را گسترش دهد، با مقاومتهای سرداری محلی مواجه شد و مزاحمتهای سردار به حدی رسید که خشم فرمانروا را برانگیخت و بنابراین او تعداد زیادی سرباز را مامور دستگیری سردار کرد. عاقبت سردار و همسرش به اسارت نیروهای فرمانروا درآمدند و برای محاکمه و مجازات با پایتخت فرستاده شدند... همه آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترمترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرفدارترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما بچهها واجبترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند. همه آدمها با هم برابرند ، اما سياهها بدبختترند و سفيدها برترند ... البته تبعيضي در كارنيست . در كل همه آدمها با هم برابرند ، اما بعضيها برابرترند. آهسته گفت:"خدا نگهدارت" در را بست و رفت.... آدم ها چه راحت مسئولیت خودشان را به گردن "خدا" می اندازند!!!!!! اشتباه كار بشري است و اعتراف به اشتباه كار فوق بشري. قو قبل از مردن آواز مي خواند... بد نمي بود اگر برخي افراد ، قبل از آواز خواندن مي مردند. <كالريج> "باب هاپ" دل من دير زمانی است كه می پندارد : « دوستی » نيز گلی است ؛ مثل نيلوفر و ناز ، ساقه ترد ظريفی دارد ... يك ساعت كه آفتاب بتابد ، خاطره ي يك هفته بارندگي پيگيرانه از خاطر مي رود. پس با تبسمي ، مشكلات پي در پي ات را ناديده بگير... اونی که گفتم نرو گفت نمی شه دیروز دیگه رفت واسه ی همیشه وقتی می خواست بره من رو صدا کرد وایساد و تو چشمای من نگاه کرد ...
اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد
خدا اینقدر بزرگ نبود…
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
Power By:
LoxBlog.Com |